مجازی

روزی همه و قبله ی عالم بودی
روزی یک دایره کوچک اینترنتی
که حتی یک سانتی متر مربع مجازی هم نمی شود
فقط گاهی قرمز و زرد و خاکستری
گاهی هم سبز می شود


محمد

رفتار پرخطر

نزدیکی عاطفی مان بود

بدون پیشگیری

سقط نبود

قتل بود

نابودی کودک معلولی

که شش هفته پس از تولد

تو

جانی عاشقش شدی


محمد

مرزهایم در آتش اند

حرارت قلبم را با فشار به انتها رسانده ام

ریشه هایم یخ کرده اند

و مرزهایم در آتش اند

چند روز دیگر تعرق شان را تحمل کنم؛

با یک فشار دیگر از کف دست و پایم بیرون می افتد

 

 


محمد

رج درد-> همینجا

تعریف درد است

سالی که بدون تو گذشت


محمد

تکه شعر

برای تو که شعر می گویم

تکه کاغذی خط خطی

از کنار دفترچه ام می شود

و سراسیمه

در کوله ای پنهان می شود


محمد

سوئیت سه پله ای

                                                                                 برای رضا و الناز

کیش و مات

با سه حرکت اساطیر کیش و مات شدند

بند کتانی اش را بست

نیزه اش را برداشت

و عروس شیرین اهواز را به خانه اش برد

                  ***

دن کیشوت

کارون هم دلتنگش بود

وقتی 

عاقله دختری 

که همه دوست داشتند پدرش می بودند

به دن کیشوتی رفت

که بی انکار برای او سروده شده بود

                ***

آیه

گاهی فقط یک آیه است

گاهی نشانه ای در مقابلت

و خلقکم ازواجا


محمد

به هبچ چیز اعتباری نیست

اعتباری به چشمهایم نیست،

به نازکی سه دقیقه و یک ثانیه ای ِ یک قطعه موسیقی بندم،

کاش دوباره به همان مو بند شوم.


محمد

قوز روی قوز

مردی که سکوت می کند

لحظه هایش به درازا می کشد

قوز روی قوز

موی سپید میان موهای سفیدتر

اگر همینطور ثانیه هایم کش بیاید

به حساب شما به سی هم نمی رسم


محمد

سقوط صد باره

چه نحیف شده ایم

برای سقوط دوباره

نه

صد باره ی ما

عکست

دو تصنیف استاد

سه چهار اس ام اسی که دوباره بخوانیم

یا اندکی که به خوابمان بیایی

کافیست


محمد

مرزهای تو

مرزهای تو به اندازه صحرای کائناتند

جهات جغرافیایی در تو گم شده اند

تمام تاریخ را بار کرده ام

و رهسپار سفرت

ستارگان آسمانت را نشانم بدهی

راه را پیدا خواهم کرد


محمد