خبردار
می پرسند حالت چطورست!محل کار، حرص و جوش و کلافه از پرحرفی های رسولیان
کلاس زبان، خواب و خسته
مشق، امروز و فردا
پروژه، دخیل بسته به خدا
سیگار، هر گاه و بی گاه
چای، هر وقت حسین(*) حال کند!
تفریح، کافه و دوستان و باز هم سیگار
سیاست، فحش های رکیک و ممتد
بنزین، شکر خدا
خانواده، به لطف شما
پول، چرک کف دستی که نیست
رمان هایم، بی صبرانه منتظر خوانده شدن
شعر، گاهی کارهای رضا
موسیقی، ترک محسن نامجو!
هر روز
هر روز ....
خوبیم به خدا
فقط لنت های ماشینم جیر جیر می کند.
(*) آبدارچی کارگاه
¤ نوشته شده در ساعت ۱٢:٠٥ ق.ظ توسط محمد
