تکه شعر
برای تو که شعر می گویم
تکه کاغذی خط خطی
از کنار دفترچه ام می شود
و سراسیمه
در کوله ای پنهان می شود
¤ نوشته شده در ساعت ۱:٠٩ ب.ظ توسط محمد
دوشنبه ٩ شهریور ۱۳۸۸
سوئیت سه پله ای
کیش و مات
با سه حرکت اساطیر کیش و مات شدند
بند کتانی اش را بست
نیزه اش را برداشت
و عروس شیرین اهواز را به خانه اش برد
***
دن کیشوت
کارون هم دلتنگش بود
وقتی
عاقله دختری
که همه دوست داشتند پدرش می بودند
به دن کیشوتی رفت
که بی انکار برای او سروده شده بود
***
آیه
گاهی فقط یک آیه است
گاهی نشانه ای در مقابلت
و خلقکم ازواجا
¤ نوشته شده در ساعت ٧:۳٩ ب.ظ توسط محمد
