سوئیت سه پله ای
کیش و مات
با سه حرکت اساطیر کیش و مات شدند
بند کتانی اش را بست
نیزه اش را برداشت
و عروس شیرین اهواز را به خانه اش برد
***
دن کیشوت
کارون هم دلتنگش بود
وقتی
عاقله دختری
که همه دوست داشتند پدرش می بودند
به دن کیشوتی رفت
که بی انکار برای او سروده شده بود
***
آیه
گاهی فقط یک آیه است
گاهی نشانه ای در مقابلت
و خلقکم ازواجا
¤ نوشته شده در ساعت ٧:۳٩ ب.ظ توسط محمد
